شناسه : 3982
امروز سه شنبه 1396/02/26 - 11:31
نویسنده : zanjan-admin
قرارگاه
قرار فرهنگی سازمان بسیج اصناف خبر داد:

معرفی شهید شاخص بسیج اصناف استان زنجان

شهید «رحیم مکی» به عنوان شهید شاخص بسیج اصناف استان زنجان معرفی شد

قسمتی از زندگینامه شهید:

«در راه حق و حقیقت که همان حزب الهی بودن است استوار باشید.» «شهید رحیم مکی»

«کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»؛ در فرهنگ سرخ تشیع، هر روز عاشورا و همه جا کربلاست و هر آوای سبزی که از نای حقیقت برخیزد، حسینی است و هر دستی که بر صورت دین سیلی زند یزیدی. و بانگ الرحیل کاروان کربلای عشق، همیشه درآسمان بلندتاریخ طنین‌انداز است و مردان و زنان عشیره عاشورا را به مصاف دیرین کفر و ایمان می‌خواند؛ چه، «صحرای کربلا به وسعت تاریخ است» و روز عاشورا به بلندای آغاز تا فرجام آفرینش، و خوشا بر اصحاب آخرالزمانی ذبیح عشق که ندای «هل من ناصر» نواده پاک رسول‌الله را از پس دیوار بلند زمان و مکان به گوش جان شنیدند و فراز سبز «یا لیتنا کنا معکم...» را به تفسیر عینی و عملی نشستند؛ تفسیری به رنگ خون و بوی عشق، به زیبایی شهادت و به زلالی ایثار. و رحیم از خیل این مفسران خون و شهادت بود. او که در پشت پرچین قرنها به انتظار نصرت دین نشسته بود، وقتی که ندای «هل من معین» حسین زمان را شنید، به یاریش شتافت و چون قاسم نوجوان، چهره به رنگ سرخ عاشورا ارغوانی کرد. رحیم که در دومین روز از فصل خزان سال 1344 دیده به سرابستان هستی گشود، در خانواده‌ای متدین و مذهبی رشد کرد و پرورش یافت؛ در دامن مادری رئوف و مهربان و پدری فهیم و باایمان. او پس از طی دوران خردسالی قدم به بوستان دانش نهاد و دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه خاقانی و شهید مصطفی خمینی گذراند، آنگاه وارد دبیرستان امیر کبیر گردید. شهید مکی در کنار درس و مدرسه به ورزش ژیمناستیک روی آورد و در این رشته به خبرگی و مهارتی در خور توجه دست یافت. او با شرکت در مسابقات کشوری مقامهای اول و دوم را کسب کرد. دو مدال طلا و نقره و نیز گلدانی نفیس، یادگار این دوره از حیات اوست. هنگامی که شیاطین انس برای قطع شجره طیبه انقلاب اسلامی وسوسه شدند و ماشه تجاوز را به سوی ایران اسلامی چکاندند، رحیم درس و مدرسه را کنار نهاده و وارد دانشگاه عشق و ایمان شد. او به مدت 45 روز در اصفهان آموزشهای لازم را دیده و پس از چندی به سوی وادی عرفان سرخ، بال گشود؛ آنجا که عرفان در انفجار گلوله‌ها بود و در شکفتن خوشبوترین گلهای بوستان خمینی(ره). و سرانجام در تاریخ 21/10/1360 لیاقت لقاء دوست را یافت و در منطقه دشت عباس به جمع ستارگان بی‌غروب آسمان شهادت پیوست و چراغ راه امت شد. پیکر در خون تپیده‌اش را در شهیدآباد پایین به دست آرامشی سبز سپردند و اینک روح بلند آشیانش بر ما «قبرستان‌نشینان عادات سخیف» نظاره‌گری می‌کند. نامشان، نشان شانه‌های بلند دهرباد

دیدگاه

افزودن دیدگاه جدید

About text formats

کد امنیتی
لطفا به این سوال برای جلوگیری از ارسال اسپم پاسخ دهید.

پایتخت ایران کجاست؟ (به فارسی تایپ کنید)